بارگذاری...

Pixi.

قالب حرفه ای پیکسی اولین بار در ایران توسط گروه اتوماتیک در سایت راستچین از سایت مرجع خریداری شده و بصورت حرفه ای فارسی سازی شده است.

آدرس:تهران خیابان الوند شمالی نرسیده به بلوار حکیم
تلفن:02188950000
ایمیل: rtl.automatic@gmail.com

گزارش برنامه قله دوبرارشرقی

(هدف از نگارش این گزارش، استفاده از آن در برنامه های مشابه است، لذا در تنظیم آن دقت و حوصله کافی به خرج داده شده است.)

محل برنامه :  لاسم
سطح برنامه : سنگین
ارتفاع قله: ۴۲۵۰ متر
تاريخ برگزاري : ۲۶ و ۲۷ فروردین ۱۳۸۹

توضيحات (نحوه دسترسي به منطقه)
برای دسترسی به روستای لاسم در جاده هراز، به سمت آمل، بعد از گردنه امامزاده هاشم، دقیقاً بعد از روستای پلور، در سمت چپ جاده، تابلوی سبز رنگی وجود دارد که به سمت چپ(جنوب) اشاره می کند و روی آن نوشته شده: لاسم، فیروزکوه(در این تاریخ!)وارد مسیر می شویم. خط الرأس دوبرار در طول جاده در سمت راست شما واقع شده است. بعد از حدود ۱۰ کیلومتر ادامه مسیر در جاده پرپیچ و خم لاسم و بلافاصله پس از گذر از روستای زیار که در سمت راست جاده واقع شده، به روستای لاسم می رسیم (جاده در وسط روستا واقع شده است)

توضيحات منطقه:
خط الرأس دیدنی دو برار به طول نقطه به نقطه‌ی ۶۴ کیلومتر(۷۵ کیلومتر و ۵۲ کیلومتر به قولی) و طول پیمایشی حدود ۱۰۰ کیلومتر، خط الرأسی جنوب غربی، شمال شرقی در منطقه فیروزکوه است که دو جاده فیروزکوه و هراز را در حوالی روستای پلور از هم جدا می کند و به شکل زیبایی در جنوب قله دماوند خود نمایی می کند. به طوری که در سرتاسر مسیر صعود به قله جبهه جنوبی قله دماوند نمایان است. اين خط الراس از تقاطع گسل جاده هراز و آبشار آناهيتا (پل قرع) شروع شده و تا خود شهر فيروز كوه به پيش مي رود كه در منطقه اي كم ارتفاع به نام گردنه تخت علي وارد آبادي دلي چايي و پل معروف و گسل آن مي شود. در دو سمت جبهه جنوبي و شمالي اين خط الرأس روستاها، يخچالها و مراتع فراواني وجود دارد كه يخچالهای آن سرچشمه سه رودخانه بزرگ لاسم ، پي آب و قون‌چاي در شمال و رودخانه دلي چاي در جنوب مي شود و همچنين دو درياچه هميشگي تار و هوير نيز در دره هاي جنوبي آن ديده مي شود. در کل این خط الرأس دارای ۲۳ قله اصلی و فرعی مرتفع است که ۱۲ تای آن ها بالای ۴۰۰۰ متر ارتفاع دارند. بلند ترین قله این خط الرأس، قله ی دوبرار شرقی با ۴۲۵۰ متر ارتفاع است، سایر قله های این خط الرأس به ترتیب از جنوب غربی به شمال شرقی(اسماً غرب به شرق) عبارتند از:

بزم چال(۳۵۰۰متر)، میانرود(۳۶۰۰متر) ،لاسم(۳۷۰۰متر)، چنگیزچال۳(۴۰۰۰متر)، چنگیزچال ۲(۴۰۵۰متر)، چنگیزچال۱(۴۱۰۰متر)، پروانه(۴۱۰۰متر)، انگمار۲(۴۱۵۰متر)، انگمار۱(۴۱۵۰متر)، دوبرار غربی(۴۲۰۰متر)، دوبرار شرقی(۴۲۵۰متر)، سوزچال(۴۱۵۰ متر)، رخش ۲(۴۱۰۰متر)، رخش ۱(۴۱۵۰متر)، کمرپشت(۴۰۰متر)، قره‌داغ۱(۳۹۰۰متر)، شاه ورس(۳۹۰۰متر)، قره داغ۲(۳۸۰۰متر)، اسب گیرون(۳۸۰۰متر)، کلاهون(۳۶۵۰متر)، چهل چشمه(۳۰۵۰متر)، (برگرفته از نقشه ۱:۱۸۰۰۰۰ ايران كوه رو سال ۱۳۷۲)

باد و كولاك زمستانه خط الراس دوبرار معروف مي باشد. به دليل اينكه در سمت جنوب اين خط الراس نشيب دشت فيروز كوه گسترده شده و جبهه ي شمالي آن بر قله دماوند و بخشي از كوه هاي البرز شرقي مشرف مي باشد، تبادل باد بر روي تيغه ها و خط الراس بسيار زياد است. برای سوار شدن بر روی خط الراس از روستای لاسم دو مسیر وجود دارد که تا بخشی از مسیر مشترک هستند. بعد از خروج از روستا در جهت جنوب، یال کم شیب و طولانی تری به روی خط الراس رسیده و باچرخش به سمت شرق به قله انگمار میرسد. ادامه این خط الراس نیز به سمت شرق به قله های دوبرار غربی و شرقی منتهی میشود. از کف دره، یال دیگری نیز به قله دوبرار غربی میرسد که البته کوتاه تر و دارای شیب تند تری است. برای صعود به دوبرار شرقی یال مستقیمی وجود ندارد و باید ابتدا قلل انگمار یا دوبرار غربی را صعود نمود.  گفتنی است که این خط الرأس متمایز از قله دوبرار (بیجه کوه) به ارتفاع ۲۵۰۰ متر، در عظیمیه کرج است.

 

توضيحات قبل از برنامه:
جلسه توجیهی این برنامه روز دوشنبه، ۲۳/۱/۱۳۸۹، در کلاس ۵۰۸ ساختمان ابوریحان دانشگاه صنعتی امیرکبیر برگزار شد و توضیحاتی از منطقه و خط الرأس دو برار، وسایل لازم، وضعیت آب و هوایی آخر هفته(نبمه ابری با باد کم) و محل و زمان قرار حرکت ارائه شد. در جلسه و بعد از آن تا روز چهارشنبه، ۹ نفر در برنامه ثبت نام کردند و با توجه به تعداد تصمیم بر این شد تا با دو اتومبیل شخصی برنامه را برگزار کنیم. یک ماشین ساعت ۱۴:۳۰ از مقابل درب رشت حرکت کند و دیگری ساعت ۲۲:۰۰ بقیه تیم را تا لاسم بیاورد. البته تا یک روز قبل از اجرای برنامه این تعداد به ۷ نفر رسید.

توضيحات برنامه:
قرار اتومبیل اول پنج شنبه، ساعت  ۱۴:۳۰  مقابل درب رشت دانشگاه امیرکبیر بود. صبح فایل GPS را از آرشیو GPS گروه به دستگاه منتقل  کردم و ۴ باتری برای شارژ زدم به برق، دو تا اضافی برای دوربین یا GPs، چون با اتومبیل شخصی تا لاسم می رفتیم، تصمیم گرفتم جاتون خالی شام رو جوجه کباب بخوریم و قرار شد کلیه ملحقات رو از جاجرود تهیه کنیم. در این بین با اتومبیل دوم که ساعت ۲۲:۰۰ راه می افتاد در تماس بودم تا با ما هماهنگ باشد. و یک بار دیگه هوا رو چک کردم، هوای پنجشنبه نیمه ابری، و جمعه تا ظهر نیمه ابری و بعد از آن بارونی گزارش شده بود. ساعت ۱۴:۳۰ من، محمد کرمی و حسین دانش پژوه روبروی درب رشت دانشگاه کاملاً آماده بودیم ولی دنا الله وردی در ترافیک اتوبان مدرس گیر کرده بود، خلاصه ساعت ۱۴:۴۵ دنا و آرمین نجفی با هم به ما ملحق شدند و با چک کردن وسایلی که به آوردن آن ها در جلسه توجیهی تأکید شده بود، یعنی کوله حمله، گتر، روکش دستکش و بادگیر، ساعت ۱۵:۰۰ حرکت کردیم. جاده نسبتاً شلوغ بود و باد ناامید کننده ای شروع به وزیدن کرده بود. در پمپ بنزین چند قطره بارون هم اومد. جاجرود برای خرید وسایل شام و تکمیل غذای بچه ها چند دقیقه ای توقف داشتیم. بین راه وانت های هندوانه همه رو وسوسه می کدند. خلاصه ۵ تا هندوانه کوچک هم گرفتیم و بساط حسابی جور شد! ساعت ۱۷:۰۰ از گردنه امامزاده هاشم رد شدیم و حدود نیم ساعت بعد دقیقاً بعد از روستای پلور که مبدأ صعود جبهه جنوبی قله دماوند است، سمت چپ تابلوی سبز رنگ روستای لاسم رو پیدا کردیم. جاده زیبایی بود؛ با نمای چشم نواز خط الرأس دوبرار در سمت راست جاده و قله دماوند در زیر ابر در سمت چپ  حدود ۲۰ دقیقه بعد از روستای زیار، در سمت راست جاده گذشتیم و بلافاصله پس از آن ساعت ۱۸:۰۰ به روستای لاسم رسیدیم. در ورودی روستا با یکی از اهالی به نام آقا یزدان آشنا شدیم و از وضعیت حسینیه و مدرسه برای استراحت شب پرسیدیم. ابتدا با آقا یزذان رفتیم تا یکی از حسینیه های روستا(به گفته آقا یزدان روستا حسینه زیاد داشت؛ ولی این یکی از همه بهتر بود). اتاقی ۱۲ متری(حدود ۱۵ نفر ظرفیت) و ظاهراً مرتب بود و موکت هم داشت. ولی از اقبال ما درب حسینیه که همیشه خدا باز بوده، به خاطر این که اکثر اهالی رفته بودند آمل، قفل بود؛ خلاصه رفتیم مدرسه. به نظر می رسید چند سالی بود که کلاسی اونجا برگزار نمی شد و بیشتر شبیه انباری بود. ولی برای ما عالی بود، دو تا اتاق ۱۲ متری(دو اتاق،حدوداً ۳۰ نفر ظرفیت) داشت که یکی از اتاق ها لامپ هم داشت. تصمیم گرفتم شب رو همون جا بمونیم. با آقا یزدان خداحافظی کردیم ولی ساعت ۱۸:۳۰ بود و هنوز یک ساعت و نیم تا شب مونده بود. خلاصه سریع رفتیم تا لب رودخونه ی لاسم و جاتون خالی ۳ تا از هندوانه ها رو ۵ نفری خوردیم! کلاً دسترسی به آب در خود روستا خیلی خوب بود و رودخانه لاسم هم آب تمیزی داشت، به طوری که خود اهالی هم از آب رودخانه برای مصارف خود استفاده می کردند. ساعت ۱۹:۴۵ برگشتیم مدرسه ولی در این حین با پیگیری محمد کرمی با یکی دیگر از اهالی به نام آقا ولی آشنا شدیم و با دعوتشون تصمیم گرفتم شب رو تو یکی از اتاق های خونه بخوابیم. برخورد اهالی روستای لاسم بسیار خوب و گرم بود. نیم ساعتی بود که فهمیده بودیم تو هیچ نقطه ای از روستا آنتن نداریم و تلفن های ضروری از تلفن خانه روستا زده می شود. باید با سیروس حبیب پور و امیر کاظمی، گروه بعدی صعود، برای محلمون هماهنگ می کردم. چاره ای نبود، من و دنا با بقیه خداحافظی کردیم و سریع با ماشین تا تلفن خانه رفتیم. ولی اونجا هم بسته بود. تو راه دوباره آقا یزدان رو دیدیم. به گفته ایشون تو جاده ی لاسم یه جاهایی کنار دکل ها موبایل آنتن می داد ولی اگه نه باید تا جاده هراز برمی گشتیم! ما هم به سمت جاده هراز برگشتیم. میون راه سه چهار جا وایسادیم، ولی خبری از آنتن موبایل نبود، خلاصه نزدیکای جاده هراز آنتن پیدا شد و سریع با آقا سیروس و امیر تماس گرفتم. امیر گفت امتحانش خیلی سخته و  نمی تونه بیاد، آقا سیروسم موبایلش پیشش نبود و آدرس رو به طور دقیق به همسرشون دادم و برگشتیم به لاسم. تو راه بارون تندی شروع به باریدن کرد، دیگه کم کم داشتم از صعود فردا ناامید می شدم؛ ولی نیم ساعت بعد آسمون به طور غیر منتظره ای باز باز شد و ستاره ها به زیبایی در کنار خط الرأس نمایان شدند! خونه آقا ولی خیلی شلوغ شده بود، ۶،۷ نفری اونا بودن و ۵ تا هم ما، همه دور آتیش جمع بودیم . جوجه کباب و گوجه هم روی آتیش و ماست محلی هم تعارف می شد. جای شما حسابی خالی، همه تا می تونستیم خوردیم. ساعت ۲۲:۰۰ رو ساعت خواب و ساعت ۴:۳۰صبح رو بیدا ر باش اعلام کردم و با خداحافظی از همه، کوله حمله ها رو برای صعود فردا آماده کردیم و رفتیم برای خواب. من تا ۱۲:۰۰ بیدار بودم  و چند باری رفتم بیرون تا اگه آقا سیروس اومد، پیدامون کنه، ولی خبری نبود، خودمم خیلی خسته بودم. خلاصه در حین برنامه جویا شدیم که ایشون هم از تهران نیومدند!!! ساعت ۴:۳۰ همه بیدار بودند، صبحانه تخم مرغ و پنیر، مفصل خوردیم و تا ساعت ۵:۴۵ کوله ها رو جمع کردیم و گذاشتیم پشت ماشین. برف کوه نسبتا زیاد بود و از همان ابتدا گتر پامون کردیم. رأس ساعت ۶:۰۰ حرکت رو شروع کردیم. ابری در آسمان نبود، هوا عالی بود و باد ملایمی می وزید. محمد کرمی راهنما بود و  GPS گروه که نقطه های مسیر صعود قبلاً در آن ریخته شده بود، دست محمد بود. خودم جلودار بودم و دنا عقب دار بود. با عبور از رودخونه لاسم(پل آهنی بر روی رودخونه وجود داره) به سمت جنوب(خط الرأس) حرکت کردیم. ۱۰ دقیقه پس از شروع حرکت ستیغ زیبای دماوند از پشت کوه های روستای لاسم نمایان شد. در سرتاسر مسیر صعود و خط الرأس نوردی این قله به طرز با شکوهی خودنمایی می کند.  دامنه های دوبرار بسیار زیبا و پوشیده از چمن شبنم خورده بود. مسیر برنامه ما صعود به قله انگمار، پیمایش بخشی از خط الرآس به سمت شرق، صعود قله دوبرار غربی، و در نهایت دوبرار شرقی بود. بدین منظور مسیر خود را به سمت یال منتهی به قله انگمار ادامه دادیم. شیب متوسطی(حدود ۴۰درجه) در سراسر مسیر تا قله انگمار داشتیم. پاکوب یال به دلیل بارش های اخیر تقریباً محو شده بود. ولی مسیر معلوم بود. در دو سه محل قبل از قله دست به سنگ داشتیم که با توجه به آمادگی گروه بدون مشکل از آن ها گذشتیم. در چند مورد دست به سنگ هم با راهنمایی های محمد کرمی از کنار دست به سنگ ها رد می شدیم. البته شیب صعود در مواردی خیلی زیاد می شد. حدود ساعت ۱۰ صبح بود که آنتن موبایل دوباره ظاهر شد و ما از وضعیت آقا سیروس هم همانطور که گذشت، مطلع شدیم! در سرتاسر مسیر صعود دسترسی به آب و چشمه وجود ندارد و باید پیش بینی های لازم از ابتدای صعود در لاسم لحاظ شود. ساعت ۱۲:۰۰ ظهر قله انگمار با ارتفاع ۴۱۵۰ متر صعود شد. نمای زیبای قله دماوند در شمال، قله پاشوره در شمال غرب، و قلل خلنو در جنوب غرب نمایان بود. روی خط الرأس قله ۴۱۰۰ متری چنگیزچال در غرب و دوبرار غربی و شرقی در شرق قله انگمار واقعند. حدود یک ساعت از برنامه عقب بودیم ولی ادامه دادیم. متأسفانه به دلایل ناعلوم GPS گروه از نزدیکی های قله انگمار به درستی کار نمی کرد، که کمی باعث نگرانی بنده و محمد کرمی، راهنمای گروه بود. باد مطلوبی روی خط الرأس می وزید و با سرعت خوبی تا زیر قله دوبرار غربی پیش رفتیم. دریاچه زیبای تار از روی خط الرأس به خوبی دیده می شد. کم کم ابر ها داشتند از پشت خط الرأس به سمت شمال مییومدند ولی هوا کماکان خوب بود. در مسیر از دور یک گروه ۳ نفره اسکی رو دیدیم که از دره بالا میومدند.  مسیر کم کم به مسیر دست به سنگ و تیغه نوردی تبدیل شد و پس از عبور از یک تیغه نسبتاً بزرگ برای عبور از تیغه بعدی مجبور شدیم روی تیغه سوار شویم و با دست(به حالت خر سواری) ادامه دهیم. پس از یک ربع ساعت حرکت روی تیغه به دلیل ریزشی بودن تیغه و مسیر بسیار دشوار و خطرناک آن، ساعت ۱۳:۰۰ بنا به تصمیم بنده گروه از ادامه مسیر منصرف و با ثبت چند عکس به سمت قله انگمار بازگشت. همزمان با صعود گروه اسکی، قبل از قله انگمار ما هم به آنها رسیدیم. گروهی از کشور اسلواکی بودند که کوه های مختلف اطراف تهران را اسکی کرده بودند. پس از گپی با این گروه و تماشای فرود آنها، به سرعت به سمت پایین حرکت کردیم. مسیر بازگشت را بیشتر از روی برف های شل شده از کنار دره طی می کردیم تا از خطر بهمن هم در امان باشیم. مسیر بازگشت خیلی طولانی به گروه نمود می کرد. در نهایت حدود ساعت ۱۷:۰۰ به ماشین رسیدیم و پس از استراحت، خوردن نهار و یک هندوانه باقیمانده(یکی را برای آقا ولی گذاشتیم!)  به سمت تهران حرکت کردیم. جلسه پیشنهادات-انتقادات هم در ماشین برگزار شد که نکاتش رو در ادامه ذکر کردم. گردنه امامزاده هاشم برای خوانده نماز و مهمون شدن شیرینی صعود به قله بالای ۴۰۰۰ متر! توقف کوتاهی داشتیم. بعد از این توقف به سمت تهران حرکت کرده و ساعت ۲۱:۳۰ به تهران رسیدیم. دنا لطف کرد و همه رو تا خونشون رسوند؛ با هم خداحافظی کردیم و برنامه به پایان رسید.

فایل GPS و منتخب عکس های برنامه به ترتیب در گالری تصاویر و بخش GPS(برنامه دوبرار)آمده است.

نکات مهم پیشنهادات و انتقادات

  • پیشنهاد شد که ازین پس برای اجرای برنامه دو اتومبیل یا سواری به صورت مجزا، در دو زمان مختلف حرکت نکنند، تا مشکلات اینچنینی در هماهنگی رخ ندهد.
  • پیشنهاد شد که در مورد سلامت دستگاه GPS گروه بیشتر دقت شود؛ تا خدای ناکرده اتفاق ناخوشایندی رخ ندهد. البته علت معیوب بودن دستگاه در این برنامه نامعلوم بود.

با تشکر ازهمه دوستانی که در برنامه با سرپرست همکاری و همیاری لازم را مبذول فرمودند.
حامد رستگار،۶/۲/۱۳۸۹

سرپرست برنامه : حامد رستگار
تلفن : ۰۹۱۲۸۰۱۱۹۰۶

تعداد و نام اعضاي شرکت کننده (سال ورود):
۵ نفر: حامد رستگار(وروردی ۸۵ مکانیک)، محمد کرمی(ورودی ۸۳ مکانیک)، دنا الله وردی(ورودی ۸۴ مکانیک)، حسین دانش پژوه(ورودی ۸۷ مکانیک)، آرمین نجفی(ورودی ۸۸ برق)

راهنما : محمد کرمی

مسئول GPS : محمد کرمی
جلودار: حامد رستگار
عقبدار : دنا الله وردی
عکاس(ها) : آرمین نجفی، حامد رستگار

وسيله نقليه : اتومبیل شخصی
راننده : دنا الله وردی

هزينه وسيله نقليه : رایگان
هزينه برنامه براي هر نفر : ۸۰۰۰ تومان