بارگذاری...

Pixi.

قالب حرفه ای پیکسی اولین بار در ایران توسط گروه اتوماتیک در سایت راستچین از سایت مرجع خریداری شده و بصورت حرفه ای فارسی سازی شده است.

آدرس:تهران خیابان الوند شمالی نرسیده به بلوار حکیم
تلفن:02188950000
ایمیل: rtl.automatic@gmail.com

گزارش برنامه سیالان به دریاسر

محل برنامه :  روستای هنیز در منطقه طالقان قزوین
سطح برنامه : سنگین
ارتفاع قله: ۴۲۵۰ متر
تاريخ برگزاري : ۱۴ و ۱۵ و ۱۶/۵/۹۱

توضيحات (نحوه دسترسي به منطقه)

برای رسیدن به روستای هنیز از شهر تهران می توان با اتوبوس های قزوین تا سر جاده الموت رفت و از سر جاده تا روستا را با ماشین های خطی معلم کلایه که سر جاده مستقر هستند ادامه داد. ولی جدیداً سر جاده الموت حالت سر گردنه را برای این راننده ها تداعی کرده و کرایه ها کمی نجومی شده اند. منتها اگر تعداد افراد گروهتان اندک است، چاره دیگری ندارید. در صورت برگزیدن این روش برای دسترسی به منطقه در انتهای مسیر  یعنی روستای عسل محله می توانید با ماشین های خطی تا شهر تنکابن بروید و از آنجا تا تهران را با اتوبوس برگردید. گروه ما اما برای دسترسی به منطقه و بازگشت یک دستگاه مینی بوس کرایه کرد که در کل هزینه ها مقرون بصرفه شد.

 

توضيحات منطقه

قله مرتفع سیالان یا سیه لان با ارتفاع m4250) m4350، m4180، و m4130 نیز ذکر شده است) بخشی از سلسله جبال معظم در ناحیه کوهستانی البرز غربی در مرز استانهای قزوین و مازندران است. این قله از جنوب به دره الموت از شرق به منطقه قلل تخت سلیمان و از غرب به قله خشچال و از شمال به دره و رودخانه سه هزار و نیز دشت دریاسر متصل میباشد. شمال قله سیالان عمدتا پوشیده از جنگل و به عکس ناحیه جنوبی آن کاملا کوهستانی میباشد و مسیر جنوبی از روستای هنیز و دره الموت میباشد.

این قله از دو مسیر شمالی و جنوبی صعود می شود. مسیر جنوبی از روستای هنیز که از توابع شهرستان معلم کلایه در منطقه الموت است آغاز می شود و در روستای عسل محله در جنگلهای ۲۰۰۰ تنکابن به پایان می رسد. به دلیل طولانی تر بودن مسیر شمالی، صعود به قله بیشتر از مسیر جنوبی صورت می گیرد .(ارتفاع هنیز حدود ۸۵۰ متر بالاتر از عسل محله است و شیب قسمت شمالی بسیار بیشتر از مسیرجنوبی می باشد).

 


توضيحات برنامه

سرپرستی برنامه قله سیالان به عنوان یکی از برنامه های ویژه تقویم شش ماهه اول گروه کوهنوردی دانشکده مهندسی مکانیک دانشگاه صنعتی امیرکبیر در تیرماه سال ۹۱ به بنده واگذار شد. هماهنگی های لازم از دو هفته پیش انجام شد. ۱۳ نفر نهایی شرکت کنندگان در برنامه برای آغاز سفر بی نظیری که در پیش داشتند لحظه شماری می کردند. قرار ما ساعت ۱۲ روز چهارشنبه ۱۴/۵/۹۱ روبروی درب رشت دانشگاه صنعتی امیرکبیر بود که بدلیل قرار گرفتن دانشگاه در محدوده طرح ترافیک، قرار به ساعت ۱۲:۳۰ در سه راه طالقانی منتقل شد. با کمی تأخیر یکی از بچه ها، ساعت ۱۳ هفت نفر با یک دستگاه مینی بوس راه افتادیم و چهار نفر از بچه ها در میانه راه و دو نفر در روستای هنیز به ما ملحق شدند. قرار زود هنگام به این خاطر بود که مسیر تا روستای هنیز نسبتاً طولانی است به طوری که برای گروه ما البته با مینی بوس این مسیر تا ساعت ۲۰ غروب طول کشید.

نرسیده  به فلکه ابتدای شهر قزوین(میدان غریب کش!) در سمت راست جاده تابلوی الموت به چشم می خورد. دراین نقطه تا شهر معلم کلایه ۸۰ کیلومتر ، تا دریاچه اوان ۸۲ کیلومتر و تا قلعه حسن صباح ۱۰۶ کیلومتر فاصله است. دوطرف جاده را باغ های گردو، گیلاس و انگور و نیز زمین های شالیزار به چشم می خورد. جاده آسفالته در بازه هایی که اتفاقاً مناظر بدیعی از فرسایش سنگ ها را به نمایش گذاشته، شیب تندی دارد. یک چشمه هم در میانه مسیر در جاده قرار دارد. حوالی ساعت ۱۷ به معلم کلایه رسیدیم و ساعت ۱۸ به دوراهی قلعه حسن صباح – گرمارود رسیدیم که  گرما رود مسیر مورد نظر ما بود. بعد از مدتی دوباره به دوراهی رسیدیم که باید به سمت چپ یعنی روستای آتان می رفتیم. در روستای آتان دو تا از دوستانمان را دیدیم که آنها شب آن روز را در خانه یکی از دوستانشان در آتان ماندند ولی ما برای کوتاه تر کردن مسیر روز بعد تا هنیز پیش رفتیم. در آتان یک شکم سیر گیلاس و آلبالو از شاخه های بیرون زده از باغات نوش جان کردیم!کمی جلوتر مینی بوس قبل از یک سرپایینی تند ایستاد و ادامه مسیر نداد. تازه شب شده بود و دیگر ریسک نکردیم. پیاده شدیم و ادامه مسیر را که حدوداً یک ساعت بود، تا روستای هنیز پیاده رفتیم. البته پایین که رفتیم فهمیدیم همچین هم شیب تند نبوده و باصطلاح رفته است در پاچه هایمان!

نرسیده به روستا از محلی ها شنیدیم که در روستا عروسی است و ماشین بود که همین طور از کنارمان می رفتند بشتاب! برای عروسی. حوالی ۲۱:۳۰ به روستای هنیز رسیدیم. صدای جشن عروسی اولین چیزی بود که در روستا نظر هر میهمانی را جلب می کرد. برای اسکان با کلی مذاکرات با روستاییان، در طبقه دوم حسینیه روستا مستقر شدیم. کوهنوردان همچنین می توانند در مدرسه شهید عباس شاهری هنیز برای شبمانی مستقر شوند. همزمان با مذاکرات ما چند تا از دوستان برای تبریک به ماه داماد روستا رفته بودند که میزبان با میهمان نوازی بسیار شام عروسی را با گروه ما هم قسمت کردند. الحق که چه شام مفصل و خوشمزه ای بود! بعد از شام و صرف دسر هندوانه، تعدادی از بچه ها که از سفر طولانی ۷ ساعته در مینی بوس خسته شده بودند خوابیدند و الباقی رفتیم برای شرکت در مراسم عروسی! مراسمی بسیار ساده که با هنرنمایی کوتاهی از جوانان روستا و بعد مراسم حنابندان، خیلی ساده و صمیمی و بدور از تکلفات شهری مرسومی که می بینیم، به پایان رسید. همه ساعت ۲۳  در کنار پرچم ها و طبل های عزاداری روستا خوابیدیم.

صبح ساعت ۵:۳۰ بیدار باش بود. تازه سرسبزی چشم نواز روستا از طبقه دوم حسینیه بر ما رخ نمود! روستای هنیز در انتهایی ترین نقطه جاده الموت، با ارتفاع ۲۲۰۰ متر از سطح دریا الحق که با پیش زمینه قله سیالان در منطقه نظیر ندارد. در روستا پوشش آنتن دهی تلفن همراه وجود دارد و در کنار حسینیه هم سرویس بهداشتی مختصر مفیدی قرار داشت. تا ساعت ۷ همه وسایل را جمع کردیم و وسایل گروهی را تقسیم کردیم. دوستان ما در روستای آتان نیز خودشان را به ما رساندند و کوهپیمایی را آغاز کردیم. هوا برای صعود بسیار عالی به نظر می رسید. ابتدای مسیر شیب نسبتاً تندی دارد. مسیر صعود جنوبی به سمت غرب تا قله یک مسیر تقریبی نیم دایره ای را روی یال دنبال می کند و در اکثر مسیر صعود قله مخروطی سیالان خودنمایی می کند. ابتدای مسیر پوشیده از درختان کاج و گل های ختمی و محمدی وحشی است. در دوردست نیز دریاچه زیبایی از ابر خودنمایی می کند. در مسیر قله سیالان حمله خرس گزارش شده بود و تقریباً در تمامی مسیر گروه در قالب یک تیم حرکت می کرد. شنیدیم که دو هفته پیش از صعود ما هم متأسفانه خرسی به یک کوهنورد حمله کرده بود. در مسیر صعود حداکثر هر دو ساعت یکبار یک چشمه در مسیر وجود دارد و در نتیجه در کل مسیر کافی است ۱  الی ۵/۱ لیتر آب همراه داشته باشید. با اشتباه کوچکی که در مسیر قبل گردنه در مسیریابی داشتیم، از کنار جانپناه کوچک قله با ارتفاع m3350 رد شدیم و ساعت ۱۶:۳۰ به گردنه قله با ارتفاع m3800 رسیدیم.  اکثر افراد تیم ۱۳ نفره تصمیم گرفتند در گردنه استراحت کنند و بقیه پس از استراحت کوتاهی در قالب تیمی ۵ نفره با سرعت خوبی به سمت قله حمله کردیم. باد شدیدی روی یال منتهی به قله می وزید. مسیر صعود از گردنه تا قله مخروطی سیالان یک مارپیچ است که در نوع خود در ایران نظیر ندارد. ساعت ۱۷:۳۰ روی قله سیالان فریاد صعود سر دادیم. از روی قله سیالان در سمت شرق قلل منطقه علم کوه بخوبی نمایان است و یخچال های جنوبی سیالان که از آفتاب در امانند جلوه بی نظیری دارند. پس از استراحتی کوتاه و میل کردن سورپرایز قله از جانب سرپرست! به بچه ها در گردنه ملحق شدیم و با هم به سمت پایین حرکت کردیم. یک ساعت بعد حدود ساعت ۱۹:۳۰ گروه در گوسفندسرای پایین قله بود. سریعاً نماز خواندیم و چادرها همگی پیش از تاریک شدن هوا برپا شد. از کنار گوسفندسرا یک رود کوچک جریان دارد که آب آن برای شبمانی مناسب است. در مناطق مختلف گوسفندسرا هم برای پناه باد چادر ها سنگ چین های خوبی تعبیه شده است. شب خوبی را در گوسفند سرا سپری کردیم. بعد از صرف شام، حدود ساعت ۲۳ همگی خوابیدیم.

ساعت ۴:۳۰ صبح بیدار باش بود. بیدار باش زودتر اعلام شد تا در بازگشت به تهران کمتر شامل ترافیک سنگین جاده چالوس شویم. با کمی تأخیر دو چادر که البته منجر به جریمه آن ها شد، ساعت ۶:۱۵ به سمت دشت زیبای دریاسر سرازیر شدیم. دریاچه بی نظیری از ابر زیر پای ما پهن شده بود. در ادامه مسیر از سه یخچال عبور کردیم که دومی در عین کوتاه بودن خطرناک است و شیب یخی دارد. برای عبور از این یخچال جلودار گروه، با استفاده از کلنگ جای پاهای مناسبی برای عبور تیم ایجاد نمود. حدود ساعت ۹ صبح به ابتدای پاکوب زیگزاگی مسیر رسیدیم و همزمان کم کم در ابر زیر پایمان غرق شدیم. مناظر بی اندازه بدیعی دیدیم که سبب شده بلاشک بنده این برنامه را بعنوان زیباترین مسیر کوهپیمایی در ایران همیشه در خاطر داشته باشم. مسیری زیگزاگ که اطراف آن تا ارتفاع ۱، ۵/۱ متری در اطراف پوشیده از انواع گل های رنگارنگ از گونه های نادر و بی اندازه زیباست. قطرات زیبای شبنم روی گل ها جلوه دیگری از این بهشت خدا بود که همه گروه را مست زیبایی خود کرده بود. چنانکه یکی از دوستان که هیچ وقت ما صدای آوازش را در کوه نمی شنیدیم دو سه ساعتی یک بند داشت آهنگ های حسام الدین سراج و مرحوم ایرج بسطامی را بی توقف زمزمه می کرد. یک وضعی بود! این مسیر زیگزاگی به یک جنگل ختم می شود که حدود یک ساعتی داخل آن طی مسیر کردیم. در مسیر روز دوم هم مانند روز اول چشمه های کافی در مسیر وجود دارد. پس از اتمام این جنگل با عبور از دهانه دشت حدود ساعت ۱۲:۳۰ وارد بهشت زمین، دشت دریاسر می شویم. دشتی با ارتفاع m1750 با پوشش سبز یکدست و درختچه های کوتاه و بلند و مسیر پاکوبی که از میانه آن می گذرد. نیم ساعتی در دشت قدم زدیم و در کنار چادر عشایر منطقه ماست محلی هم خوردیم و از طبیعت بی نظیر منطقه لذت بردیم. پس از دشت در پاکوبی که از کنار یک رود زلال و زیبا می گذرد وارد جنگل کوچک دیگری می شویم که پس از یک ساعت جنگل نوردی به روستای عسل محله ختم می شود. روستای عسل محله در انتهای جاده دوهزار و مرتفع ترین روستای این منطقه با ارتفاع  m1250 می باشد. ما ساعت ۱۵:۰۰ مقابل درب مینی بوس بودیم. مینی بوس پس از پیاده کردن ما در هنیز از طریق جاده ای خاکی که به گفته خودش جاده خرابی بود خود را به این روستا رسانده بود. پس از کمی نظافت، ساعت ۱۵:۳۰ در جاده دو هزار به طرف تنکابن سرازیر شدیم. البته ما بدلیل ضیق وقت تا شهر تنکابن نرفتیم و از سر جاده به سمت چالوس رفتیم. در میانه مسیر در شهر عباس آباد یک ساعت و نیم استراحت داشتیم که در این فاصله علاوه بر صرف ناهار تنی هم به آب دریا زدیم. حوالی ساعت ۱۸ سوار مینی بوس شدیم و از مسیر چالوس به سمت تهران حرکت کردیم. ساعت ۲:۳۰ بامداد روز شنبه ۱۷/۵/۹۱ روبروی درب رشت دانشگاه صنعتی امیرکبیر بودیم. با هم خداحافظی کردیم و برنامه به پایان رسید.    

با تشکر ازهمه دوستانی که در برنامه با سرپرست همکاری و همیاری لازم را مبذول فرمودند.
حامد رستگار
۱۵/۵/۹۰

سرپرست : حامد رستگار
تلفن : ۰۹۱۲۸۰۱۱۹۰۶

اعضاي شرکت کننده:
۱۳ نفر: حامد رستگار، مهرداد اسکندری، سالار سلیمیان، حمید ژرفی، حسین قاجار، یدالله راسخی پور، مهدی یوسفی، سیروس حبیب پور، علی عزیزی، محمد نجفی، مسعود نجفی، حسین جعفرآبادی، سحر صدری


راهنما :
حسین جعفرآبادی
جلودار: حسین جعفرآبادی
عقبدار : سالار سلیمیان
عکاس(ها) : حامد رستگار، حسین جعفرآبادی، حمید ژرفی

مسئول GPS : حامد رستگار

وسيله نقليه :
مینی بوس
راننده : حمید آقا
تلفن :
۰۹۱۲۵۱۲۹۳۲۷


هزينه برنامه براي هر نفر :
۳۴۰۰۰تومان