بارگذاری...

Pixi.

قالب حرفه ای پیکسی اولین بار در ایران توسط گروه اتوماتیک در سایت راستچین از سایت مرجع خریداری شده و بصورت حرفه ای فارسی سازی شده است.

آدرس:تهران خیابان الوند شمالی نرسیده به بلوار حکیم
تلفن:02188950000
ایمیل: rtl.automatic@gmail.com

گزارش برنامه ارفه کوه


محل برنامه : 
روستای ارفه ده(ارفع ده)- فیروزکوه
سطح برنامه : متوسط
ارتفاع قله: ۲۸۰۰ متر
تاريخ برگزاري : ۱۲و ۱۱/۸/۹۱

توضيحات (نحوه دسترسي به منطقه)
برای دسترسی به مبدأ صعود(روستای ارفه ده) از تهران باید از یک دستگاه مینی بوس یا میدل باس یا سواری استفاده کرد. چرا که قسمتی از مسیر را با اتوبوس نمی توان پیمود. در جاده فیروزکوه بعد از شهر فیروزکوه و گذشتن از پل ورسک، در منطقه سوادکوه به رستوران چاپارخانه در سمت راست جاده در ۷۰ کیلومتری قائم شهر می رسیم. با عبور از این رستوران اولین دور برگردان را برگشته و در مسیر بازگشت داخل جاده خاکی می شویم که به سمت روستای ارفه ده(تابلو روستای ارفع ده در ابتدای جاده قرار دارد) می رود. با ورود به این جاده، روبروی ما مقر هلال احمر است. ما وارد جاده خاکی سمت راستی می شویم. کمی هم که داخل این جاده می شویم یک تابلو شهدای منطقه قرار دارد. بعد از حدود نیم ساعت به روستای ارفه ده می رسیم.

توضيحات منطقه

ارفه کوه در منطقه البرز شرقی با ارتفاع ۲۸۰۳ متر در طول و عرض E52° ۵۹΄۴۷۷˝   N35˚۵۹΄.۹۵۸˝ یکی از قلل مرتفع و مهم منطقه به شمار می آید. چند مورد از قله های اين منطقه:

۱- نرو، ۳۶۰۰ متر فرم آلپی دارد و نزديک قله صخره ای است.جبهه شمالی آن  از سليمان دره صعود می شود.

۲- قدمگاه، ۳۶۵۰ متر از گردنه گدوک صعود می شود.

۳- خطير کوه

می باشد. ارفه کوه در دسترس ترين قله اين منطقه است که ۳ جبهه صعود دارد:

۱-غربی از ارفه ده صعود می شود و کوتاهترين مسير با زمان بالغ بر ۴ ساعت است.

۲-شمالی از دوآب صعود می شود و طولانی ترين مسير و بیشتر راه جنگلی است.

۳-جنوبی از ويسه سر صعود می شود و مسيرش ۱ ساعت از غربی طولانی تر است.

ما در این برنامه جبهه غربی را صعود می کردیم، و از جبهه شمالی فرود می آمدیم.

منطقه ارفه کوه خرس، خوک، و گرگ دارد. گلابی وحشی(همرو)، ازگيل وحشی، گوجه وحشی، خرمالوی وحشی، وليک قرمز و سياه، زرشک، توت فرنگی وحشی، و تمشک از ميوه های منطقه هستند. در تمام فصول این قله صعود می شود و بهار بهترين فصل صعود است.


توضيحات برنامه

سرپرستی برنامه ارفه کوه به عنوان یکی از برنامه های تقویم شش ماهه دوم گروه کوهنوردی دانشکده مهندسی مکانیک دانشگاه صنعتی امیرکبیر در آبانماه سال ۹۱ به آقای علی بیگ رضایی واگذار شده بود، که به دلیل پیش آمدن مشکلی برای ایشان سرپرستی برنامه دو روز پیش از برنامه به بنده واگذار شد. هماهنگی های لازم انجام شد و ۱۴ نفر نهایی شرکت کنندگان در برنامه برای آغاز سفر بی نظیری که در پیش داشتند لحظه شماری را آغاز کردند! قرار ما ساعت ۱۴:۰۰ روز پنج شنبه  ۱۱/۸/۹۱ روبروی درب رشت دانشگاه بود. با تأخیر نیم ساعته بچه ها جمع شدند و با یک دستگاه مینی بوس به راه افتادیم و در جاده فیروزکوه به سمت شهر فیروزکوه حرکت کردیم. در ابتدای حرکت یکبار دیگر با آقای خادمی، خادم امامزاده ارفه ده، برای توقف آن شب در امامزاده هماهنگی های لازم را انجام دادیم. شماره تماس ایشان در انتهای این گزارش آمده است. ساعت ۱۸:۳۰ در شهر فیروزکوه برای اقامه نماز و تکمیل خرید بچه ها توقف کوتاهی داشتیم و بعد از این شهر در دور برگردان بعد از رستوران چاپارخانه وارد جاده روستای ارفه ده شدیم و ساعت ۲۰:۳۰ به روستای ارفه ده در ارتفاع ۱۵۰۰ متری رسیدیم. در هوای نسبتاً سرد ارفه ده، با استقبال گرم آقای خادمی در جلوی درب امامزاده وارد محوطه امامزاده شدیم. مجموعه مرتبی به نظر می رسید. دو سوئیت در مجموعه تعبیه شده است که یکی گنجایش حدود ۱۰ نفر دارد و بارگاه امامزاده هم در آن قرار دارد، و دیگری گنجایش حدود ۱۵ نفر را دارد. ما در سوئیت ۱۵ نفری مستقر شدیم. سرویس بهداشتی مختصری هم در گوشه ای در نظر گرفته شده بود و در وسط حیاط امامزاده هم یک چشمه پر آب می جوشید و در مسیری از امامزاده خارج می شد. پوشش دهی تلفن همراه هم در روستا وجود داشت. قبل از ما یک گروه ۳، ۴ نفری در اتاق دیگر البته بدون هماهنگی قبلی با آقای خادمی مستقر شده بودند که از این بابت ایشان از این گروه دلخوشی هم نداشتند و حق هم داشتند. خوب است که ما کوهنوردان همیشه همه تدابیر لازم برای اجرای برنامه را پیش از اجرا بسنجیم، و از کوهنوردان در ذهن اهالی هر منطقه، و مهم تر از آن طبیعت زیبای هر کوهستان خاطره خوشی بر جای بگذاریم. و اما ادامه گزارش…هزینه شبمانی هر نفر در این تاریخ برای هر نفر حدود ۱۵۰۰ تومان بود که همان شب به آقای خادمی پرداخت کردیم و با ایشان خداحافظی کردیم. سوئیت مجهز به ظروف آشپزی، موکت در کف بود ولی در این تاریخ برای خواب حتماً نیاز به کیسه خواب بود چون هوای داخل سرد بود. بعد از استقرار، همگی بیرون آمدیم، و در محلی که آقای خادمی به ما نشان داده بودند آتش مفصلی برپا کردیم و در هوای خنک و مطبوع روستا دو- سه ساعتی را گل گفتیم و شنیدیم. ساعت خواب ۲۳:۰۰ و بیدارباش فردا ساعت ۵:۰۰ صبح توسط سرپرست معلوم شد.

صبح فردا پس از خوردن صبحانه و جمع کردن وسایل در هوای مطبوع جنگل، ساعت ۶:۳۰ همزمان با طلوع آفتاب صعود خود را آغاز کردیم. در پاکوب معلومی از روستا وارد جنگل های پاییزی بی نظیر ارفه کوه شدیم. افزایش ارتفاعی در  حدود ۱۰۰۰ متر بسمت غرب و سپس شمال، شما را از امامزاده به قله می رساند. و تا قله هم پاکوب مشخص است. چشم انداز بدیع منطقه همراه با درختان هزار رنگ پاییزی، که همپون دریای طلا- مس در زمینه سبز جنگل بودند، همه اعضای گروه را به وجد آورده بود. به همه این زیبایی ها آسمان ارفه کوه را هم اضافه کنید که به اقرار همه اعضا تا بحال آن را اینچنین آبی ندیده بودیم! گروه با سرعت منطقی و هماهنگی ساعت ۱۱:۳۰ به قله ارفه کوه(۲۸۰۰ متر) رسید. روی قله یک جانپناه کوچک واقع شده که یک بخاری هیزمی هم داخل آن قرار دارد که میشود هیزم و چوب لازم را در صورت نیاز حدود ۲۰ دقیقه مانده به قله در مسیر جمع کرد و ظرفیت حدود ۱۰ نفر را دارد. این جانپناه به همت دوستداران طبیعت سوادکوه و کوهنوردان بومی منطقه در سال ۸۲ ساخته شده است. بمنظور شبمانی قبل از ورود به جانپناه حتماً داخل آنرا جهت وجود عقرب بازدید نمائید. یک یادبود هم برای یک کوهنورد با سنگ و سیمان کنار پناهگاه ساخته شده است. پوشش دهی تلفن همراه هم روی قله وجود دارد. همراه با ما یک گروه دیگر هم روی قله بود که در نظر داشتند مسیر آمده را دوباره تا ارفه ده بازگردند. مسیر ما اما ادامه مسیر در جبهه مقابل قله(جبهه شمالی) تا رسیدن به روستای دوآب بود تا مناظر بیشتری را در این منطقه تجربه کرده باشیم. ساعت ۱۲:۰۰ از سمت مقابل به پایین حرکت کردیم. جبهه شمالی پاکوب خیلی مشخصی نداشت، و گروه مسیر را بیشتر با اتکای به GPS می پیمود. چشم انداز بی نظیر جنگل طلایی زیر پایمان بار دیگر جلوه نمایی می کرد. یک کلبه زیبا و محوطه پرچین شده نگهداری اسب کنار آن بر فراز یک تپه کوچک در چشم انداز زیر پایمان منظره بی نظیری را خلق کرده بود. همین طور که به سمت روستای دوآب پایین می رفتیم کم کم ابرهای متراکمی از پشت سرمان از روی کوه به پایین سرازیر می شدند که علی رغم زیبایی خیره کننده شان دااشتند کم کم نگرانم می کردند. مزید بر علت صدای چند رعد و برق بود که کمی جلوتر محوطه را پر کرد! سرعت حرکتمان را بیشتر کردیم چرا که دستگاه GPS هم کمی مشکل پیدا کرده بود و این مشکل در مه دو چندان می شد. باد هم در جنگل وزیدن گرفته بود، و برگ ریزان جنگل در اطراف ما در حالی که روی برگ های خشک پاییزی روی پاکوب پیش می رفتیم حس فوق العاده ای را منتقل می کرد. با سرعت نسبتاً خوبی ساعت ۱۴:۳۰ به چشمه و آبشار پرو در ارتفاع ۱۸۵۰ متری رسیدیم. درست در کنار چشمه باران شروع به باریدن گرفت. بطری های آب را کنار چشمه پر کردیم و در کنار آبشار نیم ساعتی در زیر نم باران مختصر ناهاری خوردیم و نماز خواندیم. ساعت ۱۳:۱۵ سریعاً حرکت خود را آغاز کردیم. بعلت شدت مه دستگاه GPS کاملاً بلااستفاده شد و ازین پس تنها بکمک قطبنما و نقشه ای که در ذهن داشتیم مسیر را ادامه می دادیم. هر چه پیش می رفتیم شدت باران بیشتر می شد پس از آبشار پرو دو مسیر وجود دارد که یکی از سمت راست، با شیب بیشتر و در کنار حصاز باغ ها به دوآب می رسد و دیگری از کنار رودخانه و در سمت چپ، که با شیب کمتری به سمت دو آب می رود. ما با توجه به شدت مه و امکان گم شدن مسیر کنار روخانه را برگزیدیم ولی متأسفانه کمی جلوتر مسیر پاکوب را در بین برگ های جنگل گم کردیم و تنها با اتکا به مسیر قطب نما پیش می رفتیم. رضا جعفری برای مسیریابی جلوتر می رفت و گروه پشت به پشت هم با فاصله کمی از راهنما پیش می رفت. یک مسیر کوتاه را هم به سمت یک دره عیق حرکت کردیم که کمی بعد برگشتیم و مسیر صحیح تر را پیش رفتیم. باران بی امان می بارید، انگار شیر آسمان را روی سر ما باز کرده بودند پروردگار عالم! هوا هم کم کم داشت رو به تاریکی می رفت. بالاخره به جایی رسیدیم که یک پاکوب محو کوچک در راه گروه پیدا شد. با توجه به این که در نقشه مسیر در پایان به سمت شمال شرق کشیده می شد، خودم در پاکوب سمت راست به پیش رفتم و گروه منتظر زیر باران! ماند. پس از حدود ده دقیقه حرکت سریع، بالاخره روستای دوآب از لا به لای درختان پیدا شد. بلافاصله گروه را با خبر کردم و گروه با روحیه بیشتر به سمت روستا حرکت کرد. باران هم بند آمده بود. همزمان با تاریکی هوا به روستای دوآب رسیدیم. از روی خط ریلی و از کنار پل بزرگی که از روی رود روستا می گذرد گذشتیم. روستای دوآب یک پادگان نسبتاً بزرگ دارد که برای عبور از آن و رسیدن به سر جاده و محل قرار با راننده، ما را کمی با مشکل مواجه کرد. خلاصه لشگر آب کشیده! ساعت ۱۸:۰۰ به ماشین راننده رسیدیم. بلافاصله براه افتادیم. در فیروزکوه یک توقف کوتاه برای نماز داشتیم و ساعت ۲۳:۰۰ به تهران رسیدیم و برنامه بخوبی بپایان رسید.

با تشکر ازهمه دوستانی که در برنامه با سرپرست همکاری و همیاری لازم را مبذول فرمودند.
حامد رستگار
۱۳/۱۰/۹۱

سرپرست : حامد رستگار
تلفن : ۰۹۱۲۸۰۱۱۹۰۶

اعضاي شرکت کننده:
۱۴ نفر: حامد رستگار، محمد رضا جعفری، صابر نعمتی، احسان پسران افشار، حامد نوابی، داود غنی آبادی، جلال یوسفی، محمدرضا رضایی، سیدرضا حسینی، کیانوش مختارپور، وحید نگاری، فاطمه نظری، زهرا خواجه نصیر، رزیتا حمیدی.


راهنما :
محمد رضا جعفری
جلودار: زهرا خواجه نصیر
عقبدار : فاطمه نظری
عکاس : حامد رستگار، احسان پسران افشار

مسئول GPS : محمدرضا جعفری

وسيله نقليه :
مینی بوس
راننده وانت : آقای کیان
تلفن :
۰۹۱۲۱۷۸۱۰۴۹

شماره تماس خادم امامزاده:

۰۹۱۰۱۰۲۰۵۸۴(علیرضا خادمی)


هزينه برنامه براي هر نفر :
۲۶۰۰۰ تومان