بارگذاری...

Pixi.

قالب حرفه ای پیکسی اولین بار در ایران توسط گروه اتوماتیک در سایت راستچین از سایت مرجع خریداری شده و بصورت حرفه ای فارسی سازی شده است.

آدرس:تهران خیابان الوند شمالی نرسیده به بلوار حکیم
تلفن:02188950000
ایمیل: rtl.automatic@gmail.com

گزارش برنامه کلکچال

محل برنامه :  شمال تهران
سطح برنامه : متوسط

ارتفاع قله کلکچال : ۳۳۵۰ متر

تاريخ برگزاري :  ۲۵/۱۰/۸۸
سرپرست : مرجان بختیاری نژاد

تلفن : ۵۲۲۶۸۴۸-۰۹۱۲

تعداد اعضاي شرکت کننده :

۱۳ نفر، به ترتیب حروف الفبا: رامین آشتیانی، مرجان بختیاری نژاد، سمیرا تکالو، مجتبی سایه آفتابی،روح الله  زمانی نیا، فاطمه علینژاد، محسن قنات زاده، محمد کرمی، ملیکا کریمی، محمد مظاهری، سینا میررضوی، محمد نجفی و یکی از بچه های ۸۸ ای برق!

راهنما :
رامین آشتیانی

جلودار: رامین آشتیانی

عقبدار : محمد مظاهری، محمد کرمی

عکاس(ها) : سینا میررضوی

گزارش : مرجان بختیاری نژاد

وسيله نقليه :
قرار ابتدای برنامه، درب اصلی پارک جمشدیه بود و وسیله ی نقلیه ای لازم نبود.

راننده : –     
تلفن : –

مسئول GPS : با توجه به آشنایی با مسیر، گروه GPS همراه نداشت.

هزينه وسيله نقليه : –

هزينه برنامه براي هر نفر :

توضيحات (نحوه دسترسي به منطقه)

برای رسیدن به پارک جمشدیه می توان از تاکسی های خطی جمشدیه که در میدان قدس (جنب شهرداری) واقع است، استفاده نمود.

توضيحات برنامه

 قرار ساعت ۷ صبح، درب اصلی پارک جمشیدیه بود. عده ای از بچه ها که قبلاً ثبت نام کرده بودند، بدون اطلاع نیامده بودند! به همین علت مدتی معطل شدیم تا مطمئن شویم که نمی آیند، هم چنین ۲،۳ نفر از بچه ها هم تأخیر داشتند. روح الله زمانی نیا به همراه دوستش خواب ماندند و به ما خبر دادند که دیرتر حرکت می کنند،        هم چنین پریسا امامی هم که قرار بود بیاید خواب مانده بود.

ساعت ۷:۳۰ به سمت پناهگاه کلکچال حرکت کردیم. در ابتدا ۳ نفر از خانم ها مقداری آهسته حرکت می کردند، من به همراه آن ها در انتها می آمدیم. بعد از حدود نیم ساعت، محمد مظاهری به همراه آن ۳ نفر در انتها آمدند. من و بقیه بچه ها کمی سریعتر به سمت پناهگاه حرکت کردیم. بعد از یک استراحت کوتاه در نزدیکی چشمه، ساعت ۱۰:۱۰ به پناهگاه کلکچال رسیدیم. ۲۰ دقیقه بعد، بقیه بچه ها هم به همراه عقب دار رسیدند. حدود ۱ ساعت در اردوگاه مشغول صبحانه خوردن شدیم و بعد از بستن گتر و گرفتن چند عکس، ساعت ۱۱:۳۰ از اردوگاه به سمت زین اسبی حرکت کردیم. البته محمد مظاهری و آن ۳ خانم از اردوگاه به سمت پایین حرکت کردند و در ادامه با ما نیامدند.

راستی، در اردوگاه که می خواستیم به سمت زین اسبی حرکت کنیم، آقای مسئولی آنجا بودند که از من پرسیدند که چند نفر هستید و اسم سرپرست را یادداشت کردند!

ساعت ۱۲:۳۰ به زین اسبی رسیدیم. قبل از زین اسبی حدود ۱۰ دقیقه استراحت کرده بودیم به همین علت در   زین اسبی توقف نکردیم. میزان برف هم نسبت به سال های پیش کم تر بود و تا نزدیکی زین اسبی خبری آن چنان از برف نبود. در زین اسبی یک ستاد اطلاع رسانی و پیشگیری از حوادث کوهستان وجود دارد که صلاحیت گروهها را برای ادامه دادن مسیر بررسی می کنند.

بعد از زین اسبی به سمت قله حرکت کردیم، در این قسمت شیب کمی بیشتر شده بود اما بچه ها خیلی خوب بالا می آمدند. قبل از قله یک استراحت کوتاه داشتیم و تقریباً ساعت ۱۳:۳۰ به قله رسیدیم. نکته ی جالبی که در مسیر توجه ما را به خود جلب کرد وجود کودک خردسالی بود که تا نزذیکی قله به همراه پدرش به خوبی بالا      می آمد! تا ساعت ۱۴ مشغول خوردن تنقلات و گرفتن چند عکس در قله شدیم و سپس به سمت پایین حرکت کردیم. ساعت ۱۵:۳۰ به پناهگاه رسیدیم و همان آقای مسئول را دیدیم، از من پرسیدند که آیا همه ی بچه ها را با خود آورده ام یا نه. همان جا روح الله و دوستش را دیدیم که منتظر ما بودند، گویا بهشان اجازه نداده بودند از        زین اسبی به سمت قله حرکت کنند به علت نداشتن لباس گرم کافی! آن جا بود که مطلع شدم که پریسا امامی هم تا زین اسبی آمده بوده و برگشته و چون تنها بوده نتوانسته تا قله خودش را به ما برسوند.

بعد از خوردن ناهار ( در این قسمت بچه ها بسیار زیاده روی کردند;)  ) و خواندن نماز، ساعت  ۱۶:۴۵ به سمت پارک جمشدیه حرکت کردیم. ساعت ۱۸ به پارک جمشیدیه رسیدیم. جلسه انتقادات و پیشنهادات خاصی ( به غیر از ۱ مورد ) نداشتیم. همه راضی بودند. 😉

با تشکر از محمد مظاهری ، رامین آشتیانی ، محمد کرمی ، سینا میر رضوی و همه دوستانی که در برنامه با سرپرست همکاری و همیاری لازم را مبذول فرمودند….

مرجان بختیاری نژاد                                                                                                                              ۲۹/۱۱/۸۸