بارگذاری...

Pixi.

قالب حرفه ای پیکسی اولین بار در ایران توسط گروه اتوماتیک در سایت راستچین از سایت مرجع خریداری شده و بصورت حرفه ای فارسی سازی شده است.

آدرس:تهران خیابان الوند شمالی نرسیده به بلوار حکیم
تلفن:02188950000
ایمیل: rtl.automatic@gmail.com

گزارش برنامه دماوند بهاره (جبهه جنوبی)


محل برنامه : 
پلور
سطح برنامه : سنگین++
ارتفاع قله دماوند : ۵۶۲۰ متر
تاريخ برگزاري : ۱۳و۱۴ خرداد ۸۸
سرپرست : حامد رستگار
تلفن : ۸۰۱۱۹۰۶-۰۹۱۲

تعداد اعضاي شرکت کننده :

۸ نفر، به ترتیب حروف الفبا: پدرام افتخاری نیا، پریسا امامی، حامد رستگار، عارف سید محمدی، امیر طاهر کوهستانی، حامد محمدی، امید نزاد سیفی، حسام نوریان.

راهنما :
حامد رستگار

جلودار: حسام نوریان، حامد رستگار
عقبدار : حامد محمدی، امید نژاد سیفی

عکاس(ها) : حامد رستگار، امید نژاد سیفی

گزارش : حامد رستگار

وسيله نقليه :
تا پلور از اتوبوس های تهران-آمل که از ترمینال شرق حرکت می کنند استفاده کردیم؛ از سر جاده هراز تا گوسفند سرا(مبدأ صعود) وانت سوار شدیم و در بازگشت نیز دوباره از اتوبوس های آمل-تهران استفاده کردیم.

راننده : راننده وانت، مصطفی لاریجانی بود.   
تلفن : –

مسئول GPS : حامد رستگار

کد نقشه توپوگرافی: ۴_۶۱۶۲/۱_۶۰۶۲

شماره آرشیوی نقشه توپوگرافی: TM_95/TM_108

هزينه وسيله نقليه : ۱۰۸۰۰۰ تومان

هزينه برنامه براي هر نفر : ۱۳۰۰۰ تومان

توضيحات (نحوه دسترسي به منطقه)

برای رسیدن به میدان داراباد می توان از تاکسی های خطی داراباد که در ضلع جنوب شرقی میدان قدس روبروی ساختمان شهرداری مستقرند استفاده کرد. همچنین می توان از اتوبوس های داراباد که مبدا حرکت آن ها میدان تجریش است استفاده نمود. قرار ابتدای برنامه ایستگاه اتوبوس میدان داراباد بود که ایستگاه یکی به آخر اتوبوس های تجریش-داراباد محسوب می شود. 
توضيحات برنامه

قرار ساعت ۵:۳۰ صبح در ایستگاه اتوبوس میدان داراباد بود. با توجه به این که اول مهر هر سال ساعت ها را یک ساعت به عقب می کشند، هوا زودتر روشن می شد و البته روز نیز زودتر به شب می رسید؛ در نتیجه قرار را تا جایی که ممکن بود زود گذاشتیم. ساعت ۵:۵۰ تیم تقریباً کامل شد و با ۷ نفر مسیر  را آغاز کردیم. در ابتدای مسیر ده دقیقه برای تکمیل غذا و آب و استفاده از سرویس بهداشتی در کلبه ی سربند کلاغ توقف داشتیم، برای صعود تیم از آخرین یال منتهی به قله استفاده کرد که البته نسبتاً مسیر دشواری است و در چند ناحیه دست به سنگ هم دارد، توضیح این که سه یال به قله داراباد منتهی می شود که اغلب از نخستین یال استفاده می شود. در اواسط مسیر صعود به قله داراباد آخرین عضو نیز به تیم پیوست و ساعت ۱۱ تیم ۸ نفره  به قله صعود کرد. پس از حدود نیم ساعت گرفتن عکس و تجدید قوا، تیم ۵ نفره تیغه پیمایی را آغاز کرد. ۳ نفر دیگر نیز به سمت پایین حرکت کرده و ساعت ۳ بعد از ظهر پایین بودند. ابتدای مسیر تیغه بسیار خطرناک است و تیم با احتیاط کامل از این قسمت عبور کرد. توضیح آن که بجز در مواردی که پاکوب از کنار تیغه تراورس می کند، باید حد الامکان از روی تیغه طی مسیر کرد چرا که تراورس روی مسیر سنگی خطرناک و دشوار است و دید به مسیر نیز در نواحی کناری تیغه کمتر است. دمای هوا حدود ۱۵ درجه سانتیگراد بود و بادی با سرعت تقریبی ۱۰ کیلومتر بر ساعت می وزید؛ هوا همان طور که پیش بینی می شد نیمه ابری بود و در کل شرایط مساعدی برای تیغه نوردی فراهم بود. به جز تیم ما یک کوهنورد تنها نیز با فاصله از ما در حال گذر از تیغه بود. پس از یک ساعت یکی از اعضای گروه احساس خواب آلودگی کرد و با تأیید سرپرست به سمت پناهگاه قله داراباد برای بازگشت، تغییر مسیر داد. تیم ۴ نفره با همکاری و سرعت خوبی حرکت روی تیغه را ادامه داد. پس از  ۳ ساعت حرکت روی تیغه، ساعت ۲:۳۰  تیم برای صرف ناهار در  پناه کوه جایی که باد کمتری می وزید نیم ساعت توقف داشت. مسیر را تا قله لزون روی تیغه ادامه دادیم  و ساعت ۵ بعد از ظهر این قله با تیم ۴ نفره صعود شد و حرکت روی تیغه داراباد پس از ۵ ساعت و نیم کامل شد. پس از ۱۰ دقیقه استراحت روی قله از روی پاکوب قله به سمت گردنه ی بین لزون و کلکچال حرکت کردیم و با گذز  از دشت زیبای پیاز چال همزمان با غروب چشم نواز خورشید، ساعت ۷ به پناهگاه کلکچال رسیدیم که به دلیل نا معلوم به درب پناهکاه و مسجد قفل زده بودند و اکثر چراغ های پناهگاه خاموش بود. ما پس از یک استراحت ۲۰ دقیقه ای به سمت پارک جمشیدیه حرکت کردیم. در مسیر سرپایینی زانوی یکی از بچه ها که از قبل آسیب دیده بود کمی برای ایشان مشکل ساز شد همچنین به دلیل تاریکی و خلوتی مسیر عبور چند حیوان! که معلوم نشد دقیقاً چه حیوانی و چند تا! کمی وقت ما را گرفت. نهایتاً ساعت ۱۰ شب تیم به پارک جمشیدیه رسید. چون پیش بینی خستگی بچه ها را می کردم، صبح وسیله ام را البته در پایین خیابان فیضیه پارک کرده بودم و با تاکسی تا داراباد امده بودم؛ با هم تا وسیله از خیابان پایین رفتیم و  هر کسی را تا مسیری همراهی کرده و با هم خداحافظی کردیم و برنامه به پایان رسید.

با تشکر ازهمه دوستانی که در برنامه با سرپرست همکاری و همیاری لازم را مبذول فرمودند….
حامد رستگار

۴/۷/۸۸