صعود به قله دماوند از جبهه غربی

سرپرست: مجتبی حاجی میری
مسئول فنی : محمد کریمی
تاریخ اجرا : ۱۸ و ۱۹ مرداد ۱۳۹۷

ساعت ۵ صبح از تقاطع خیابان ولیعصر و بزرگمهر گروه به سمت قرارگاه فدراسیون در پلور حرکت کردیم. پس از چند توقف کوتاه در مسیر در نهایت در ساعت ۸:۳۰ به پلور رسیدیم و سوار نیسانهایی که از قبل هماهنگ کرده بودیم شدیم و راهی پارکینگ غربی (شروع صعود ) شدیم در نهایت پس از طی یک مسیر خاکی با نیسان در نهایت در ۱۰:۳۰ به پای صعود رسیدیم. و پس از گرم کردن ساعت ۱۱ به سمت پناهگاه سیمرغ راه افتادیم. در نهایت در ساعت ۱۳ به پناهگاه رسیدیم. پس از رسیدن به پناهگاه سریع چادرها را زدیم (جا کم بود و ممکن بود جا خوبها پر شوند- در ضمن در فصل صعود پناهگاه معمولا پر است و جا ندارد و اگر هم جا داشته باشد شلوغ است و نمی توان استراحت کرد.). سپس پس از خوردن نهار و کمی استراحت ساعت ۱۴:۳۰ تا ارتفاع تقریبی۴۷۰۰ برای هم هوایی رفتیم و تا ساعت ۸۹به پناهگاه برگشتیم( ما از این هم هوایی چند تا هدف داشتیم اولی این بود که اگر کسی قرار است ارتفاع زده شود در این هم هوایی ارتفاع زده شود و بتوانیم او را تشخیص دهیم و فردا قله نبریم. دوم اینکه کلی نکات مربوط به صعود فردا به بچه ها توضیح داده می شد تا فردا صعود راحتری داشته باشیم .)
نکات اساسی توضیح داده شده به بچه ها برای صعود قله:
۱-تبعیت تمام و کمال از سرپرستی
۲-تنفس عمیق و ارادی
۳- نوشیدن آب و ریزه خواری در مسیر ( چون ما وقتی برای نهار نداشتیم بچه ها باید لقمه های کوچک آماده می کردند )
۴-مادگی کامل برای واکنش نشان دادن در برابر ریزش سنگ از بالا
۵-حرکت پشت سرهم و تنظیم فاصله خود با نفر جلویی
یک نکته قابل توجه در روز قبل از صعود این بود که مسیر بسیار لغزشی بود (بارش های چند روز قبل از برنامه هم این موضوع را تشدید کرده بود). و همواره احتمال آمدن سنگ از بالا بود. در ضمن در همان روز در مسیر غربی یک سنگ از بالا آمده بود و به سر یک کوهنورد خورده بود و مصدوم شده بود و گروههای امداد در تلاش برای نجات آن مصدوم بودند. به خاطر این وضعیت بد مسیر و مصدوم دلهره خاصی بین بچه ها و ما به وجود آمده بود که کمی اراده ما را برای صعود کمتر می کرد. ما در چادر سرپستی (من و مسئول فنی برنامه) تا پاسی از شب مشغول بررسی صعود فردا بودیم. در نهایت ما با در نظر گرفتن تمامی شرایط و وضعیت تیم تصمیم گرفتیم که برنامه فردا را با تمام قدرت اجرا کنیم. یکی از نکات مثبت تیم ما مسئولین امداد تیم بودن. این تیم امداد سه نفره گرچه خیلی سریع تشکیل شده بود ولی کمک شایانی به تیم کردن (در روزهای قبل از برنامه تیم امداد دو ست کامل جعبه کمک های اولیه را آماده کرده بودند و تا حد امکان نکات مربوط به ارتفاع زدگی و … را بررسی کرده بودند و داروهای لازم را نیز تا حد امکان خریداری کرده بودند ). یکی از وظایف تیم امداد این بود که شب قبل از صعود با لیستی که در دست داشتن وضعیت تک تک بچه ها را چک کنن(و از آنها بپرسن که فردا قله می آیند یا نه – چون اولین اصل در قله آمدن اراده خود افراد هست و اگر کسی خودش نخواهد قله بیاید قله بردن او کار چندان جالبی نیست. ) و گزارش را به سرپرست برنامه بدهند. پس از این که لیست به دست ما رسید به غیر از یک نفر که خودش نمی خواست قله بیاید بقیه وضعشان خوب بود و آماده صعود فردا بودند. ما یک بار هم وضعیت بچه ها را صبح بررسی کردیم تا ببینیم کسی دیشب ارتفاع زده شده یا نه ولی خداروشکر همه وضعشان صبح خوب بود و مشکل حادی نداشتن.
در نهایت روز جمعه ساعت ۴ صبح همه بچه ها را از خواب بیدار کردیم و پس خوردن صبحانه در نهایت در ساعت ۵:۳۰ (قرار بود همه ساعت ۵ آماده شوند ولی تعدادی از بچه ها دیر آماده شدند- که البته جریمه هم شدند) صعود خود را به سوی قله عشق دماوند شروع کردیم (به تعداد ۱۹ نفر- از این ۱۹نفر ۱۵ نفر دماوند اولی بودند. .) همانطور که گفتم مسیر بسیار لغزشی بود و همواره احتمال آمدن سنگ از بالا بود لذا ما در کل مسیر شیش دنگ حواسمون به بالا بود که آیا سنگی می آد یا نه. در طول مسیر ما به صورت تقریبی به ازای هر یک ساعت ۵-۱۰ دقیقه استراحت داشتیم. در طول مسیر زبان من مو درآورد از بس که به بچه ها گفتم نفس عمیق و ارادی- ریزه خواری- آب- پشت سر هم- سنگ سنگ و …. (در ضمن به دلیل اینکه بچه ها باید حواسشان به سنگ می بود هر نوع خواندن و … در طول مسیر ممنوع بود) در مسیر صعود اتفاق خاصی نیوفتاد و همه تیم با هم درساعت ۱۲:۳۰ به قله رسیدم. پس از کمی استراحت، گرفتن عکس و دادن پیکسل به بچه ها در نهایت در ساعت ۱۳:۳۰شروع به پایین آمدن کردیم . داستان دماوند ما تازه در مسیر برگشت شروع شده بود. در مسیر برگشت چون همه تیم ها داشتن به سمت پایین می آمدند لذا در
طول مسیر برگشت بازی سنگ سنگ ما خیلی پررنگ تر بود در بعضی از جاها بچه ها خود را به این طرف و آن طرف پرت می کردند تا سنگ پرت شده از سمت تیم های بالایی به آنها نخورد. در مسیر برگشت برای اینکه احتمال ریزش سنگ بر روی ما کمتر شود و راحتر پایین بیایم از مسیز شن اسکی برگشتیم پایین. در مسیر برگشت یک قسمت از مسیر برفی بود یکی از بچه ها که سرسره بازی دوست داشت سر خورد و داشت می رفت پایین که گرفتیمش و متاسفانه به هدف ۳۰ درصد تلفات برنامه نرسیدیم. در ضمن یکی دیگه از بچه ها هم حالش خراب شد و نشست زمین و دیگه نمی تونست بیاد که با درایت و فداکاری مسئول فنی و تیم امداد و
بخصوص اراده خودش پا شد و با ما اومد پایین. ما در نهایت در ساعت ۱۹ به پناهگاه سیمرغ رسیدیم. پس از صعود و در مسیر برگشت ماها که همه به خود می بالیدیم که دماوند را صعود کردیم و فکر می کردیم چقدر خفنیم و چه کار بزرگی کردیم یکیو دیدیم که دو تا پا نداشت و تنها با دو دست دماوندو صعود کرده بود. ما همه پس از دیدن این کوهنورد تازه فهمیدیم صعود ما در برابر اراده و صعودهای آدم های بزرگ بچه بازیی بیش نبوده است. پس از خوردن نهار، استراحت و جمع کردن چادرها در پناهگاه سیمرغ در نهایت در ساعت ۲۰:۳۰ به سمت پارکینگ غربی و پای صعود راه افتادیم. و در ساعت ۲۳ به نیسان ها رسیدیم رانندهای نیسان بسیار ناراحت بودند چون ما چند ساعت دیر پایین رسیده بودیم و می خواستند دوبرابر کرایه را از ما بگیرن، من که دیدم راننده ها طلب کارن و دارن نمایش بازی می کنن من هم طلب کار شدم و شروع کردم به نمایش و دادو بیداد. همین دادوبیداد ها و وساطت مسئول فنی باعث شد ما به جای۳۰۰ تومان پول اضافه فقط ۵۰ هزار تومان پول اضافه بابت دیرکرد بپردازیم. در نهایت ما سوار نیسان شدیم تا به سمت مینی بوس و آقا باقری بریم. در ضمن لازم به توضیح است که علائم ارتفاع زدگی بچه ها تازه در نیسان داشت خودشو نشون می داد چون داشتن …. می گفتن پشت نیسان . در .۵دقیقه بامداد به آقا باقری عزیز رسیدیم و در نهایت . بامداد تهران بودیم. شماره آقا باقری راننده مینی بوس: – ۰۹۱۲۳۹۳۳۷۰۱ اگه خود آقا باقری وقت نداشت بگین تا براتون ماشین پیدا کنه.
محمود لاریجانی برای هماهنگی نیسان (حتما نیسان را قبل رفتن هماهگ کنین:) .۰۹۱۹۸۲۹۹۰۵۳
مصطفی لاریجانی (قبل رفتن هماهنگ کنید و اوضاع منطقه رو جویا شین از آقا مصطفی): ۰۹۱۲۳۰۶۸۰۱۱-۰۹۳۷۵۰۶۴۱۸۲

ابتدای صعود تا پناهگاه سیمرغ

پناهگاه سیمرغ

مسیر صعود



قله دماوند

مسیر فرود